أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

192

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ سوره الجن ( 72 ) : آيات 24 تا 28 ] حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ ناصِراً وَ أَقَلُّ عَدَداً ( 24 ) قُلْ إِنْ أَدْرِي أَ قَرِيبٌ ما تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَداً ( 25 ) عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً ( 26 ) إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً ( 27 ) لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً ( 28 ) حق تعالى ميگويد : اين جماعت كه مظاهرت و معاونت يكديگر ميكنند در عداوت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اطفاء نور وى همچنان باشند تا آنگه كه معاينه بينند آنچه ايشان را وعده ميدهند از دست ظفر مسلمانان بر ايشان روز بدر و غير آن ؛ پس زود بود كه بدانند تا كه ضعيف‌تر بوده است بناصر و يار ؛ و عدد كدام اندك‌تر بوده است ، اى محمّد اين جماعت را كه ميگويند و مىپرسند از تو : كه اين وعدهء تو كى خواهد بود ؟ بگوى كه : من نميدانم كه نزديك است بشما آنچه شما را وعده ميدهند يا دور است ؟ و خداى من آن را أمدى و نهايتى خواهد نهاد كه پيش از آن وقت نباشد ، من اين نميدانم خداى تعالى ميداند و او دانندهء نهانيهاست « 1 » و غيب او داند و بر سرّ غيب خود كس را اطّلاع ندهد الّا آن را كه برگزيند و بپسندد از پيغمبران ؛ بدرستى كه بيارد از پيش وى و از پس وى نگاهبانانى « 2 » از فرشتگان تا بازرانند و دور گردانند شياطين را از وى ، و نگاهدارند او را از وسوسهء ايشان تا برساند وحى خداى را چنان كه فرموده باشد يا نگاه دارند وحى را از شياطين تا نشنوند و ايهام نكنند بر مردمان در دعوى علم غيب . مقاتل گفت : چون خداى تعالى پيغمبرى را بفرستادى ابليس بيامدى بر صورت فرشتهء يا شياطين تا بر وى القا كنند غرورى بر سبيل اضلال ، خداى تعالى فرشتگان را فرستادى تا ايشان را براندندى و اعلام كردندى أنبيا را كه اينان شياطين‌اند احتراز كنيد از اينان [ لِيَعْلَمَ ] تا بداند كه پيغمبران برسانيدند پيغامهاى خداى خود را يعنى تا معلوم وى ظاهر گردد بر آنچه « 3 » وى عالم بود به آنكه ايشان برسانيدند پيغامها را بىزيادت و نقصان ؛ و علم وى محيط است به آنچه نزديك ايشانست از شرايع و غير آن ، هيچ چيز از وى فايت نشود و بشمرد و بدانست هر چيزى را بعدد و بتفصيل از خرد و بزرگ و اندك و بسيار از آنچه بود و از آنچه باشد .

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « نهايتها » . ( 2 ) - معنى [ رصد ] است ؛ و هو كالحرس و الخدم يقال للواحد و الجمع . ( 3 ) - « برآنچه » يعنى بر آن نحوى و قسمى كه علم او به آن محيط بود و ترجمهء عبارت « على ما هو عليه » عربى است يا اصل : « با آنچه » يا « با اينچه » بوده يعنى با آنكه يا با اينكه .